آغاز ششمین ماه زندگی
سلام خانوم خانوما... چند وقتی بود که من و مامانی یه کم تنبلی کردیم و برای نوشتن مطالب جدید اصلاً به وبلاگت سر نزدیم. کوتاهی ما رو بزار به پای مشغله ی زیاد عزیز دلم. سعی می کنیم که از این به بعد بیشتر بیاییم و عکسها و مطالب جدید رو به موقع توی وبلاگت قرار بدیم خاله ریزه... 10 روز بیشتر به پایان سال 1391 باقی نمونده. اولین عید نوروز با حس پدر و مادر بودن. حسی عجیب و بعضی مواقع هنوز هم باورنکردنی . اولین عید نوروز آنیسای عزیز. ایشالله 120 تا عید نوروز دیگه رو هم ببینی دخترک نازنینمون. به احتمال زیاد برای عید دسته جمعی میریم مسافرت به سمت شمال. به امید خدا اونجا هم عکسهای خوشگل ازت می گیریم و اینجا میزاریم.  ...
نویسنده :
بابک و مرضیه
0:10



